تاریخ ایجاد: یک شنیه 24 آذر 1392 تعداد بازدید: 3196 تعداد نظرات ارسالی: 0
متن مصاحبه با خانم دکتر سیما فردوسی
متن مصاحبه با خانم دکتر سیما فردوسی



متن مصاحبه ای که در پیش رو می‌آید مربوط به مصاحبه ای است که چندی پیش یکی از نشریات با خانم دکتر سیما فردوسی داشته است.

نظر به این که ایشان یکی از اساتید دوره آموزشی "تربیت موفق کودک" نیز هستند، متن این مصاحبه را جهت استفاده‌ی مراجعه کنندگان به سایت گروه آموزشی درس زندگی بازنشر می‌کنیم.

لازم به ذکر است متن این مصاحبه اندکی تلخیص شده و مواردی که بیشتر با موضوع دوره تربیت موفق کودک قرابت دارد ارائه گردیده است.

 

 

ـ ظاهرا شما ساعات زیادی را خارج از منزل و دور از فرزندان به سر می برید. شما که معمولاً راهنما و راهگشای مردم هستید خودتان چگونه عمل می کنید که در زمینه نگهداری و تربیت فرزندان دچار مشکل نشوید؟

ـ به نظر من در کنار فرزندان بودن از نظر کیفیت مهم است نه کمیت، و من حتی اگر دو ساعت در کنار فرزندانم باشم تمام آن دو ساعت را به آنها اختصاص می دهم و به کارهای دیگر نمی پردازم. سعی می کنم همیشه به کیفیت رابطه ام توجه کنم، چرا که چگونگی برخورد با بچه ها مهم است. حتی اگر چند ساعت با آنها باشیم که خیلی کم است، باید در آن ساعت با آنها بنا بر مقتضیاتشان و نیازهایشان برخورد کنیم. من به جرأت می توانم بگویم هیچ وقت بچه ها را کتک نزده ام و کوچکترین عملی که به عنوان تنبیه جسمی باشد روی آنها پیاده نکرده ام. چرا که ما باید تکنیک داشته باشیم که چطور کارهای خلاف آنها را دفع کنیم. در این مواقع مادر باید با فرزندش قهر کند یا به او بی اعتنا باشد. البته باید برای او کاملاً توضیح دهیم که اگر مادر قهر کرده، علتش چیست و چه باید بکند تا مادر با فرزندش آشتی کند.

 

ـ خانم دکتر فردوسی، همان طور که می دانید انسانها در هر سنینی که باشند معمولاً با مشکلات خاص همان سن مواجهند. پس سؤالات در مورد مشکلات خانواده را از اطفال شروع می کنیم. به نظر شما با کودکان چطور باید برخورد کنیم تا دچار مشکل نشویم؟

ـ نکته مهم در اینجا این است که بچه ها همه چیز را درک می کنند و اگر ما درست توضیح دهیم، آنان خوب خواهند فهمید. ما کودکان زیر 4 سال را هرگز نباید از چیزی بترسانیم حتی از پرتگاه و آتش. باید خطر را برای کودک توضیح دهیم که اگر به آتش نزدیک شوی و یا از پرتگاه بیفتی چه می شود. بنابراین بیشترین مشکل بچه ها از اینجا است که مادر برای دوری از خطر، کودک را می ترساند. یعنی اگر کودک کار اشتباهی کند مثلاً می گوید دستت را با قاشق داغ می سوزانم؛ این کار اشتباه است. همچنین در سن 3 تا 4 سالگی که بچه ها لجبازند و دوران بسیار سختی است، مادر باید با صبر و حوصله برخورد کند نه اینکه عصبانی و تندخو باشد.

 

ـ در مورد کودکان 6 ساله که تازه وارد دبستان شده اند چه نظری دارید و با آنان چگونه باید برخورد کرد؟

ـ در این سنین بچه ها نیاز به توجه بیشتری دارند، چون تازه وارد دبستان شده اند و اوایل، محیط دبستان برایشان کاملاً غریب است. به همین دلیل است که مادر نباید فرزند بعدی خود را در سن 6 سالگی فرزند اولش به دنیا آورد. البته این مسأله را نمی شود به طور مطلق عملی کرد چرا که بسیاری از مادران زمانی که فرزندشان کلاس اول دبستان است فرزند دوم خود را به دنیا می آورند.

 

ـ به نظر شما تفاوت رفتاری دختران و پسران تا زمان نوجوانی چیست؟

ـ معمولاً دخترها در سن 10 سالگی و به بعد، به طرف بلوغ می روند و حتی اگر علائم جسمی بلوغ را نشان ندهند، علائم رفتاری را دارند. مثلاً خیلی به حرف پدر و مادر گوش نمی دهند و در واقع دوست دارند مستقل باشند. در این سن والدین باید با دختر خود در کارها مشورت کنند. باید از او در کارهای منزل کمک بگیرند. مثلاً دختر سالاد را درست کند. در این سنین باید به آنان احترام گذاشت و کارهای ما حالت آمرانه و دستوری نداشته باشد و از همه مهمتر اینکه به انسجام شخصیتی آنها قوت ببخشیم. این سن، بهترین سن است که دختر حرکتهای مهارتی و ذهنی را با هم انجام دهد. مثلاً وقتی سیب زمینی پوست می کند مراقب باشد که کلفت پوست نکند و بعد هم دستش را نبرد. در انجام این کار دختر نمی تواند به جایی نگاه کند و در واقع قوه تمرکز او تقویت می شود.

مسأله جشن تکلیف در این سن برای دخترها بسیار مهم است و خانواده باید دختر را در زمینه انجام اعمال مذهبی حمایت کند. در این هنگام است که بچه ها می خواهند نقش بزرگسالان را انجام دهند. خانواده نباید کاری کند که تضاد در ذهن فرزند ایجاد شود. مثلاً مدرسه می گوید نماز را اول وقت بخوانید اما در خانه به این مسأله توجه نمی شود. پس در سنین 9 سالگی به بعد از دخترها در منزل باید بیشتر کمک بگیرند ولی پسرها بیشتر دوست دارند در گرفتن نان و ... به خانواده کمک کنند.

 

ـ به نظر شما برپایی جشن عبادت برای پسرها چه تأثیری در روحیه آنان دارد؟

ـ فرزندان پسر خانواده که از سن 13 سالگی به بعد، به دوران بلوغ نزدیک می شوند نیز مثل دخترها روحیه استقلال طلبی دارند و لجبازی می کنند. والدین در این مواقع باید به پسر مسؤولیت دهند، از او نظرخواهی کنند، از او در کارها کمک بخواهند. اما برپایی جشن عبادت به این معناست که به او بفهمانند اگر تا امروز به برخی از اعمال زیاد پای بند نبودی از الآن باید پای بند باشی. و در واقع با انجام این کار، پسرها احساس مسؤولیت می کنند و چون بزرگ شده اند از حالت لجبازی و یکدندگی آنها کاسته می شود.






print



rating
  نظرات

نظری وجود ندارد.

نام
ایمیل
وب سایت
عنوان
نظر
عکس  کد امنیتی
وارد نمودن کد
برای آگاهی از جدیدترین دوره ها ، خبرها ، همایش ها و کار گاه های آموزشی در خبرنامه عضو شوید
نام

نام خانوادگی

پست الکترونیک

موبایل

ثبت نام